هوای پاییزی
امروز صبح با نسیم پاییزی از خواب بیدار شدم خیلی مزه داد
ساعتها رو که کشیدیم جلو احساس میکنم که بیشتر خوابیدم 
رادوین بهتر شده ولی هنوز علائم سرماخوردگی رو داره چند روزه که براش گوشت کباب میکنم میخوره خیلی دوست داره خودمونم همین رو میخوریم اخه به خاطر سرماخوردگی غذای سرخ شده نمیزارم با سوپ هم سیر نمیشیم که
مجبور هستیم همش کباب بخوریم . 
صبح کلاس تنیس داشتم ولی دیر از خواب بلند شدم
نتونستم صبحانه کامل بخورم فقط کیک و شیر خوردم به خاطر همین جون نداشتم بازی کنم این جلسه زیاد جالب نبودم قراره چند ماه دیگه خانم مهدی خانی مسابقات بزاره . ولی من بیشتر تفریحی دوست دارم بازی کنم تا حالت حرفه ایی .
رادوین رو هم گذاشتم پایین . کلی بهش خوش میگذره اصلا دوست نداره بیاد بالا. با هزار تا ترفند البته وعده های دروغی و کاذب نمیدم هرچی که بگم براش انجام میدم اخه اینطوری بهتر . چون اگه وعده های الکی بدم بچه دروغ گو و حیله گری رو یاد میگیره . تا جایی که بتونم این چیزها رو رعایت میکنم .
با بابا احسان چند شب که سرمون رو گرم میکنیم رادوین که میخوابه کودک درونمون اکتیو میشه و میشینیم دوتایی مسابقه ماشین میزاریم و نید فور اسپید بازی میکنیم خیلی حال میده قراره چند وقت دیگه بازی تخته بیاد تو کار . اخه من عاشق تخته هستم ولی احسان زیاد علاقه نشون نمیده . دیشب با احسان داشتم صحبت میکردم که 6 سال دیگه این موقع رادوین میره کلاس اول . چه روز قشنگی هست
دوست دارم تموم مسیر خونه تا مدرسه رو با هم پیاده بریم و کلی با هم صحبت کنم
و احسان می گفتم که اون روز رو مرخصی میگیرم تا رادوین رو با هم همراهی کنیم . کلی برای خودمون رویا درست کردیم
فعلا بای

امروز ظهر که اومدم خونه رفتم پای لپ تاپ دیدم احسان این صفحه رو گذاشته رو desktop خیلی خوشحال شدم
. احسان عزیز ممنون دوستت دارم 


هوای پاییزی
